ساخت وبلاگ جدید
ساخت وبلاگ جدید و حرفه ای در چند ثانیه

بسم رب الشهدا

.

#قسمت_شصت_و_چهارم

.

خوشحال چون حس می کردم راهم رو کمی روشن تر می بینم و امید جای ناامیدی رو گرفته بود و فهمیدم خدا خیلی بیش تر از قبل هوام رو داره و ناراحت چون دیگه بهونه ای واسه صحبت با محمد نبود

چند روز تا اربعین مونده بود

صبح شنبه محمد زنگ زد

تو راه دانشگاه بودم و تو متروی آنتن درست نمی داد

رسیدم دانشگاه رفتم پایگاه بسیج اما بسته بود

نزدیک شروع شدن کلاس بود رفتم طرف دانشکده

تو راه محمد رو دیدم که از دانشکده ی ما میومد بیرون

سلام علیک کردیم

- خانم سهیلی وقت دارید چند دقیقه

نمی دونم چی شد گفتم بفرمایید

استاد اول کلاس حضور غیاب می کرد و نمی رسیدم جایی هم واسه غیبت کردن نداشتم

همین طور که حرف می زد رفت سمت بسیج

ادامه مطلب

مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما
عکس آقای خامنه ای

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

Katina طاهر صدری - خواننده شاپرک رنگی مرکز خرید عسل طبیعی کوهستان دکتر عموشاهی تبعید کسب درآمد از اینترنت ماه کامل :) مطالب ورزشی آکادمي علمي آپشن خودرو | گندم کار